تبلیغات
4afg.mihanblog.com

4afg.mihanblog.com
برای افغانستان 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
ایا به نظر شما کدام نامزد لیاقت ریاست جمهوری کشورمان را بدون تقلب دارد؟؟؟



چت باکس


 

 

 

 

 

پس از این تاریخ  باستان شناسی افغانستان روز بیست و هفتم جون دوهزارو دو میلادی را  به حیث یك روز مهم و پر افتخار به حافظه خواهد داشت . افغانستان محل تلاقی چندین تمدن بزرگ جهانیست و از این نقطه نظر فكر میشود كه این كشور دارای یكی از ارزشمند ترین گنجینه های باستان شناسی جهان است . با این حال این نخستین باریست كه سازمان آموزشی وعلمی – فرهنگی وابسته به سازمان ملل متحد، یونسكو در همین روز ((منار جام ))را از جلسه یی كه در شهر بوداپست مركز مجارستان راه اندازی شده بود در فهرست آثار مهم جهان ثبت كرد .

این جلسه كه به وسیلهء دانشمند كشور هنگری ((  Tamas Fejerdy  ))گرداننده گی می شد، علاوه بر منار جام هشت اثر و ساحهء فرهنگی دیگر از كشور های آلمان ، مصر ، هنگری ، هند ، ایتالیا  و  مكسیكو نیز در فهرست آثار فرهنگی جهان  اضافه گردیده است. اساساً افغانستان به سال 1982 میلادی از یونسكو خواسته بود تا منار جام در غور ، تندیس های بودا در بامیان ، حوزهء باستانی آی خانم در تخار و ساحهء باستانی شهر هرات را در فهرست آثار فرهنگی جهان جای دهد . از آن شمار منار جام نخستین اثر فرهنگی افغانستان است كه به حیث یك اثر فرهنگی جهانی پذیرفته شده است . مسالهء منار جام در سال 2002 میلادی در سازمان جهانی یونسكو زمانی به گونهء مطرح گردیدكه اخیراً ((فرانچسكو باندراین))   مدیر مركز حفظ میراث های فرهنگی جهان وابسته به سازمان ملل متحد از كمیتهء ثبت آثار فرهنگی جهان خواست تا به سرعت به درخواست افغانستان برای ثبت منارآجری جام رسیده گی كند. به گفتهء  فانچسكو باندراین از شمار چهار اثر وساحهء باستانی پیشنهاد شده منار جام ویژه گیهای دارد كه ثبت آن را در فهرست آثار مهم باستانی جهان بیشتر موجه جلوه میدهد .كارشناسان عرصهء باستان شناسی در یونسكو منار جام را یكی از سازه های خارق العادهء معماری و كهنسال ترین  برج آجری باقیمانده در جهان میدانند.غیر از این گفته شده است كه منار جام سنت معماری كهن و سبك هنری قدیمی در منطقه را در آخرین حد كمال و زیبایی آن نمایندگی میكند .

بدون تردید ثبت منار جام در فهرست آثار فرهنگی جهان به وسیلهء یونسكو برای جامعه فرهنگی افغانستان خبر بسیار خوش آیندی است؛ولی در عین زمان خبر ناخوش آیند در این ارتباط این است كه منار جام در فردای همان روز در فهرست آثار فرهنگی در معرض خطر نیز جا داده شد. این امر بدین مفهوم است كه خطر سقوط، منار جام را تهدید میكند . بر اساس گزارشهای رسمی یونسكو هم اكنون از شمار آثار ثبت شده در فهرست آثار فرهنگی جهان سی وسه اثر با خطر فروپاشی روبه رو است . هر چند یونسكو در چنین مواردی رشته برنامه های اضطراریی دارد تا از فروپاشی و نابودی اینگونه آثار جلوگیری كند ؛ولی عمدتاً این حكومت ها و كشورها هستند كه میتوانند اجرای موفقانهء چنین برنامه هایی را تضمین كنند . منار جام یكی از تماشایی ترین ابنیه های تاریخی افغانستان است و گفته می شود كه پس از قطب منار در دهلی بلند ترین منارجهان است . باستان شناسان عقیده دارند كه قطب منار به الهام از منار جام در اوایل سدهء سیزده هم ساخته شده است كه درازای آن هفتادو سه متر اندازه گیری شده است . در ارتباط به درازای منار جام چه در مطبوعات كشور و چه در اسناد مربوط به سازمان ملل متحدرقم یگانه یی ذكر نشده است . چنانكه درازای آن را گاهی 63/3متر وگاهی هم 65 مترنوشته اند غیر از این در بعضی اسناد دیگر درازی آن 63 متر قید شده است . قطر قاعدهء منار هشت متر اندازه شده است كه به بلندای تقریباً دو متر از سطح زمین دروازهء كوچك ورودی به داخل منار دیده میشود . منار جام در میان سلسله كوه های ولایت غور در خم دره یی در ساحل جنوب هریرود برپا شده است . این منطقه از سطح بحر یكهزارو نهصد متر بلندی دارد.  بر اساس تخمین ها، دهكدهء جام در شصت و دو كیلو متری شمال شرق ولسوالی شهرك موقعیت دارد . در اسناد یونسكو گفته شده است كه این منار به سال 1194 میلادی در دوران سلطنت سلطان غیاث الدین غوری 1163-1202 ساخته شده است و اما تا هنوز معلزم نیست كه تكمیل منار چند سال را در بر گرفته است.

 در شمارهء ششم كتیبهء نشریه انجمن حفظ میراث های فرهنگی افغانستان – سپك- آمده است كه سازندهء منار معماری بوده است به نام علی كه نام او در دو جای در منار دیده می شود  و به همین گونه در پای منار نیز نام شاه غیاث الدین به چشم می خورد . در میان بعضی از آموزش دیده گان  ولایت غور یك چنین باور های وجود دارد كه سلطان غیاث الدین ، علی را جهت ساختن چنین یادگاری از ثمرقند فرا خوانده بود . ساكنان محل باور دارند كه آجر های به كار رفته در منار در دهكدهء ((شیرجه))تهیه میشده است . و باز هم به روایت مردم علی دست كم هفت سال مشتاقانه كار كرد تا یكچنین یادكار بزرگی را در آن دره یی كه امروز خاموش و آرام به نظر می آید بر افراشت. در شمارهء ششم كتیبه همچنان در ارتباط به ساختمان درونی و نمای بیرونی منار جام چنین تصویری ارایه شده است :  (( از پای تا سر  منار، زینهء پیچا پیچی در دو كنارهء داخلی آن بالا رفته و به دالان بالایی می رسد نمای بیرونی منار با خشت های برجستهء فیروزه یی درخشان بر زمینهء گلابی و نوار نوشته سورهء نزدهم قرآن مجید آراسته شده است .))  در گزارش كتیبه آمده است كه پژوهشگران در این ارتباط كه آ یا منار جام بخشی از كدام مسجد و یا نمادی از پیروزی غوری ها بوده است هنوز به تحقیقات خویش ادامه می دهند . این در حالیست كه هنوز در اطراف منار نشانه یی از هیچ مسجد و مدرسهء مذهپی كشف نشده است. ظاهراً گمان میرود كه ابنیه یی به این شكوه و بزرگی میبایستی در شهر بزرگی بنا میشد نه در یك چنین درهء تنگی . این پرسشی است كه از سال ها بدین سو ذهن كارشناسان عرصه باستان  شناسی را به خود مشغول ساخته است . منارجام سده های درازی به گونهء یك زیبایی فراموش شده در خم دره یی خاموشانه ایستاده بود. شاید بتوان گفت كه از كشف آن بیش از پنجاه سال نمیگذرد. چنان كه باستان شناسان روز هجدهم 1957 میلادی را به نام روز كشف منار جام تلقی می كنند. در همین روز گروهی از باستان شناسان غربی به رهنمایی باستان شناس افغانستان احمد علی كهزاد به خم درهء در دهكدهء جام رسیدند كه ناگهان با آن تجسم زیبایی روبه رو شدند. تماشای منار باستان شناس فرانسه یی را ((    Andre Marieq  )) چنان شگفت زده ساخت كه برای یك لحظه احساس میكرد كه با برج جادویی رو به رو شده است .

 باستان شناسان به این باور اند كه اهمیت منار جام تنها در زیبایی آن نیست ؛ بلكه این منار میتواند كلیدی باشد در جهت گشودن راز های دورهء غوریان در افغانستان . پس از آن دانشمند ایتالیایی اندریه برنو  از منار جام دیدن كرد و در نتیجهء چنین دیدار هایی بود كه منار جام از گمنامی رهایی یافت و ظرف اضافه از چهل سال گذشته مسایل و موضوعات زیادی در ارتباط به چگونه گی ایجاد این منار ، اهمیت تاریخی و خطراتی كه متوجه آن بوده است در مطبوعات افغانستان و اسناد سازمان ملل متحد مطرح شده است . خطرهای كه منار جام را تهدید می كند میتوان به دو دسته تقسیم بندی كرد . نخست خطر های طبیعی دو دیگر خطر های كه در یكی دو دههء اخیر ساكنان محل و گروه های تفنگدار به وجود آورده است . با گذشت سالیان رودخانه هری تدریجاً ساحل جنوبی خود را تخریب كرده و بستر خود را به سوی منار گسترش داده است .چنان كه همه ساله در فصل بارندگی با افزایش سیلابها و بلند رفتن سطح آب رودخانه  خطرطبیعی چندین برابر شده است . بر اساس نخستین آزمایشهای كه به سال 1971 میلادی به وسیلهء كارشناسان صورت گرفته است منار جام به اندازه دو درجه به سمت شمال رو به سوی هری رود میلان پیدا كرده است . دو درجه میلان برای یك چنین برج بلند و آن هم در وضعیتی كه تخریب هری رود كماكان ادامه دارد واقعاً میتواند خطر بسیار بسیار جدی به شمار آید.  این در حالیست كه به گفتهء بعضی از ساكنان ولایت غور ظرف بیست و اند سال گذشته این منار هر از گاهی آماج شلیك گلوله های تفنگدارقرار داشته است . روایاتی وجود دارد كه بعضاً گروه های تفنگدار به گونهء تفنن و نشانه زنی قسمت های از برج را آماج گلوله های خود قرار می داده اند .  در این سالها این ابنیه ء بزرگ تاریخی افغانستان هیچ گاهی مورد مواظبت مقانات محلی قرار نداشته است .نگرانی ها در ارتباط به آیندهء منار جام زمانی افزایش یافت كه در سال 1995 میلادی كار شناسی به نام  نجمی پس از یك سفر به منطقه ، به سازمان حفظ میراث های فرهنگی افغانستان – سپك- پیشنهاد كرده بودكه هر چه زود تر در امتداد ساحل جنوبی هریرود با استفاده از سنگ وسیم دیواری ساخته شود تا منار از خطر سقوط و فروپاشی نجات یابد.

بررسی های بعدی نشان داده كه تخریب ساحل هریرود یگانه خطری نیست كه منار را تهدید میكند ؛ بلكه كندن كاری های خود سرانه در اطراف منار به وسیلهء ساكنان محل و پروژهء راه سازیی كه از نزدیكی های منار میگذرد همچنان آینده منار را به خطر انداخته است. شاهدان عینی میگویند ظرف دو دههء گذشته كندنكاری غیر قانونی در اطراف منار بسیار گسترده بوده است . این سالها گروه هایی به گونهء دوامدار شب و روز در اطراف منار مشغول كندنكاری غیر قانونی بوده اند .كاوش های غیر قانونی در سال های اخیر در ساحات باستانی افغانستان زمانی افزایش یافت كه طالبان با گرفتن خمس از آثار پیداشده در اثر كاوش های غیر قانونی ، قناعت كردند.  این امر به صورت غیر مستقیم شبكه های قاچاق آثارتاریخی افغانستان تشویق كرد تا بدون دغدغه به كاوش های غیر قانونی در ساحات باستانی كشور بپردازند .د رجهت دیگر در این سالها در گیری های نظامی ، موقعیت دور منار و یك رشته عوامل دیگر سبب شد تا انجمن حفظ میراث های فرهنگی نتواند به اجرای برنامه های عاجلی در این زمینه بپردازد .با وجود چنین مشكلاتی- سپك- به سال 1997 میلادی     برنامه بر پایی دیوار  سنگی را در امتداد ساحل جنوب هریرود روی دست گرفت .مواد ساختمانی به ساحه انتقال یافته بود و هنوز سنگ روی سنگ گذاشته نشده بود كه دور دیگری جنگ ها در منطقه آغاز یافت . این دور درگیری ها تقریباً دو سال دوام كرد تا اینكه اندریه برونو مهندس ایتالیایی و اكبری مهندس آب شناسی افغانستان و نماینده گانی از ریاست آبده ها ی تاریخی شهر هرات به منطقه رفتند و متوجه شدند كه به جز سنگ ها، دیگر همه مواد ساختمانی غارت شده است ..با این حال هیْت به انجمن حفظ میراث های فرهنگی افغانستان تاكید كرد كه پیش از رسیدن فصل بارنده گی و سیلاب های بهاری باید دیوار سیم پیچ سنگی در امتداد ساحل جنوب هریرود ساخته شود . كار ساختمان این دیوار آبگردان به وسیلهء سازمان غیر حكومتی پیام غور ، در همكاری مالی و تخنیكی انجمن حفظ میراث های فرهنگی افغانستان سر انجام در فیبروری دو هزار میلادی تكمیل گردید .غیر از این با استفاده از سنگ و چوب داربست در اطراف قاعدهء منار نیز متكای ساخته شد . بعداً یك منبع حفظ میراث های فرهنگی افغانستان در اسلام آباد اظهار داشت كه هم اكنون منار جام در موقعیتی مطمینی قرار گرفته است . انجمن حفظ میراث های فرهنگی افغانستان پس از آن كه طالبان تندیس های بزرگ بودا در بامیان را از میان بردند دفاتر خود در كابل را تعطیل كرد . از آن زمان تا كنون هیچ گروهی از باستان شناسان وضعیت منار جام را از نزدیك برسی نكرده است . اخیراً یك منبع –سپك- در پاكستان گفته است كه بر اساس گزارش رسیده از ولایت غور دیوار سنگی ساخته شده در ساحل هریرود به اثر سیلاب از بین رفته است. چنین گزارش ها نشان میدهد كه یك بار دیگر منا جام با خطر فرو ریزی روبه رو شده است . منبع – سپك – همچنان اظهار داشته اند كه قرا است در آیندهء نزدیك گروهی از كار شناسان – یونسكو و سپك به منطقه رفته و وضعیت منار را از نزدیك برسی كنند . منار جام آن قامت بلند زیبایی ، سده های درازیست كه همچنان در دل سلسله كوه های غور در خم آن دورهء دور  ایستاده و زیبایی خود را در آیینهء همیشه جاری هریرود تماشا می كند . آیا یك بار دیگر اسطورهء نارسیس در هیْت منار جام تكرار خواهد شد ؟  هیچ كس چیزی نمیداند . گویی همه دلهره ها در هیت رود خانهء هری در كنارهء منار جام جاریست و سرود غمناك آن با صدای كلنگ كاوشگران غیر قانونی در آن سوی می پیچدو بر دل تنگی دره می افزاید .ایشاره ها

 

* میر غلام محمد غبار در جلد اول افغانستان در مسیر تاریخ  آغاز سلطنت سلطان غیاث الدین را 1162 و سال مرگ او را 1201میلادی نوشته است .

* از یك نقطه نظر این روایت شاید چندان از حقیقت به دور نباشد برای آنكه یك چنین هنر معماریی در سده دهم میلادی در بخارا به اوج كمال خود رسیده بود .

 


 

 

درخواست ثبت منار جام افغانستان

 

قرار است برای نخستین بار، مرکز حفظ میراث فرهنگی جهان یک محل خاص را به افغانستان اختصاص دهد.  "فرانچسکو باندارین"، مدیر مرکز حفظ میراث فرهنگی جهان وابسته به سازمان ملل متحد از کمیته ثبت آثار فرهنگی جهان خواسته است به سرعت به درخواست افغانستان برای ثبت برج آجری موسوم به "منار جام" متعلق به سده دوازهم میلادی در فهرست آثار مهم فرهنگی جهان رسیدگی کند. با ثبت این اثر باستانی، امید می رود از ویرانی آن جلوگیری شود. از لحاظ نظری، افغانستان باید صاحب یکی از ارزشمند ترین گنجینه های باستانشناسی جهان باشد. این کشور در محل تلاقی سه تمدن باستانی مهم یعنی تمدن و فرهنگ اسلامی، هندو و بودایی واقع است. تعدادی از فاتحان نامدار جهان، از اسکندر یونانی گرفته تا تیمور لنگ و چنگیز خان، آثار فتوحات خود را در این سرزمین برجای گذاشته اند. با اینهمه، جنگ و غفلت طولانی باعث شده است تا بخش مهمی از این یادمان های فرهنگی از میان برود.
 

حمایت یونسکو


اینک سازمان آموزشی، عملی و فرهنگی سازمان ملل متحد، یونسکو، در صدد برآمده است تا افغانستان را بر نقشه فرهنگی جهان قرار دهد. در سال 1982، دولت افغانستان از کمیته ثبت آثار فرهنگی جهان درخواست کرد چهار اثر باستانی آن کشور را در شمار میراث مهم فرهنگ بشری قرار دهد. این آثار عبارت بودند از شهر باستانی هرات، مجمسه های بودای بامیان، آثار باستانشناسی آیخانم، و برج آجری منار جام که از قرن دوازدهم برجای مانده است.  به گفته فرانچسکو باندارین، مدیر مرکز حفظ میراث فرهنگی جهان، از میان این چهار محل، تنها شرایط منار جام به گونه ای است که گنجاندن آن در فهرست آثار مهم باستانی جهان را موجه جلوه می دهد. آقای باندارین می گوید که "برج منار جام احتمالا یکی از سازه های خارق العاده معماری و کهنسال ترین برج آجری باقی مانده در جهان است." اما این برج نیز در معرض خطر قرار دارد.  جریان رودخانه و نفوذ آب باعث فرسایش پی های این برج شده و عملیات راهسازی در نزدیکی منار جام بر این ساختمان تاثیر منفی گذاشته است. همچنین، اهالی محل برای یافتن اقلام باستانی متعلق به دوره روم به کاوش و حفاری در منطقه مشغول بوده اند.
 

ثبت برج منار جام

آقای باندارین به کمیته ثبت آثار فرهنگی جهان دستور داده است تا با تسریع در تشریفات اداری، در جلسه بعدی خود که ماه آینده میلادی در بوداپست، پایتخت مجارستان تشکیل می شود، به درخواست افغانستان رسیدگی کند. به گفته وی، هدف از صدور چنین دستوری ارسال یک پیام روشن بوده است. آقای باندارین می گوید: "نمادها همیشه اهمیت بسیار دارند و با انضمام یک اثر باستانی در فهرست آثار فرهنگی جهان، جامعه بین المللی به مردم این کشور و به تمامی جهان این پیغام را ارسال می کند که توجه و تلاش لازم وجود دارد و می توانیم با استفاده از آن، از میراث یک کشور حفاظت کنیم."  با اینهمه، آقای باندارین اذعان دارد که نمی توان با قاطعیت گفت که آیا کمیته ثبت آثار فرهنگی جهان درخواست افغانستان را خواهد پذیرفت یا نه. اما وی اطمینان دارد که این کمیته بر اهمیت تصمیم خود وقوف خواهد داشت و امیدوار است برای نخستین بار یکی از نمونه های میراث فرهنگی افغانستان را که دارای اهمیت جهانی است، به ثبت برساند.

 

 


 

 -  منار جام :

 

اینکه سر بر فلک مینای مینا فام است

افـتـخـار وطـن غـور مـنـار جـام است

 

  در شصت ودو کیلو متری شمال شرق والسوالی شهرک در قریهء موسوم بجام، جای که دریای جام ( از جنوب بطرف شما ) بدریای خروشان هریرود ( که از شرق بجانب غرب جریان دارد ) میریزد و در زاویهء تلاقی آن دو دریا، کنار فشنگ و با عظمتی بارتفاع 63،3 متر جلب نظر میکند.        

منار جام از حیث عظمت معماری و تزئینات عالی و نوشته های کوفی خود بعد از قطب منار دهلی که داری ارتفاع 73 متر بوده و در زمرهء عجائب هفتگانهء جهان محسوب میشود و منار بخارا که 65 متر ارتفاع داشته ( این هردو مناز نیز از شاهکارهای احفاد غوریان است ) از بزرگترین و با عظمت ترین منار ها در جهان شمرده می شود.

بانی و موسس این منار تاریخی سلطان غیاث الدین محمد ابوالفتح بن سام غوری است که از بزرگترین شاهان غور محسوب میگردد، این سلطان بین سنوات (558  -  599 هـ ق ) مدت چهل سال سلطنت کرد و منار مذکور را بین سنوات ( 1193 – 1202 م ) اعمار نموده است. منار جام از لحاظ قدمت تاریخ معماری آن نسبت به دو منار دیگر یعنی قطب منار دهلی و منار بخارا برتری دارد.

اولین کسیکه بکشف منار جام در قرن بیستم موَفق شد، شاغلی عبدالله ملکیار والی هرات بود که بقول شارل کیفر دانشمند فرانسوی، ایشان منار جام را در ضمن سفر های خود به غور کشف نمود و به آقای احمد علی کهزاد از آن خبر داد. شارل کیفر این مطلب را در مقالهء که در سال ( 1960 م ) بنام منار سلطان غیاث الدین فیروزکوه نشر کرده است، تحریر داشت. کشف دوبارهء منار جام بتوسط اندره ماریک دانشمند بلژیکی در 17 اگست 1957 میلادی سر و صدای زیادی در محافل علمی جهان تولید نمود، کتی بیسوار عالم انگلیسی آنرا بزرگترین موفقیت در کشفیات جدید خواند. اندره ماریک منار جام را طور مفصل مطالعه نمود و سپس در سال 1959 م نتایج مطالعات خودرا ضمن مقالهء به نشر سپرد. (1)

این بود گزارش پوهاند پنجشیری از منار جام و کشف آن لکن، این گزارش استاد خلیلی تحت عنوان ( یک نکتهء قابل تذکر ) این طور می نگارد:

درین اواخر در یکی مجلات مطبوع کابل خواندم که منار جام توسط آندره ماریک دانشمند بلژیکی در سال 1957 میلادی کشف شده، اگر مراد از کشف دیدن و پیدا شدن منار است، این منار سوزن نبود که از نطر مردم هرات و غور مخفی می ماندف تا یکی از بلژیک می آمد و آن را کشف می کرد. خصوصاّ که تا چندی قبل غور و هرات در تقسیمات اداری یک ولایت بود و دانشمند هرات در حفظ و احیای آثار خود علاقهء فراوان داشتند، تاریخ رسالهء مزارات هرات با ذیل های خود گواه این مدعاست. کتاب روضات الجنات معین الدین اسفزاری و جغرافیای حافظ ابرو در این باب، از متون معتبر و بی مانند است.

در سال 1308 هـ ش که این نا توان به هرات بودم روایت ها و حتی افسانه ها از غور و آثار آن از چشمهء آزان آن، از غار پر از مسکوکات آن ، از مسجد چهلستون و قصر نازنین آن می شنیدم که در آنجا جمله غوری ها و هراتی ها از منار جام بانواع مختلف و با آب و تاب صحبت میکردند. و چون هر اثرزیبا را از عهد بهزاد و بنای در روزگار سلطنت حسین بایقراء میداستند، منار جام را نیز بعضی بناء کردهء عهد سلطان حسین بایقراء می گفتند و من در همان سال 1308 هـ ش در جلد اول کتابی که بنام آثار هرات نوشته و در هرات طبع کرده ام، یعنی چهل و هشت سال قبل در صحفه 118 از منار جام به تفصیل ذکر نموده ام و قول راویان همان وقت را مذکور داشته ام که البته چند سال قبل از کشف آن دانشمند بلژیکی بود، اما اینکه آن دانشمند بلژیکی در جزئیات منار نه در کشف آن تحقیقات عالمانه نموده قابل قدر است. (2)

آندره ماریک، در بارهء منار جام می نگارد: در همان نقطهء که آب قریهء جام با هریرود می پیوندد، در مینا محیطی اذ کوه های تیره رنگ، شبحی زرین یک برج مطنطن قد بر افراشته بود و در قسمت علیای آن کمر بند های از کاشی نیلگون نظر را جلب می نمود. وقت و درستی تناسب سه طبقهء آن در وقت ساختمان سنگینی برج را تحمل پذیر ساخته است. دور نمای برج بلا درنگ نمای قطب منار دهلی را بیاد می آورد که چند ماه قبل مشاهده کرده بودم. جدار طبقهء نخستین تماماّ از رویه های تزئینی پوشیده است که در دور آن نوشتهء بر سم الخط کوفی پیچیده است، آن آذین ها طوری مرتب گردیده است که آن را ساده به نظر می آورد، و چار کمربند بزرگ خط کوفی جهش عمودی منار را شکسته و بنا را بیشتر مجلل جلوه میدهد. قاعدهء برج هشت گوشه بوده و حاصل سه قنداق که بر روی هم قرار گرفته بشکل مخروطی است که اکنون ویران گردینه است، وقنداق سوم با فانوسی متوج گشته بود که پوشی نداشت باشد.

همین قدر باید بگوئیم که اندازهء یک سوی قاعدهء هشت گوشه، سه و نیم متر میباشد، امروز بداخل منار از دریچهء کوچکی میتوان رفت که بسمت شمال افتاده است بر روی پله ها از یک زینه طوری پائین می آئیم که بدور یک ستون مرکزی دور می خورد، چنان به نظر می آید که همین زینه تا پائین راه می یافت که اکنون ریختگی مصالح ها وغیره آن را مسدود کرده است. همین خصوصت است که هیچ دروازهء دیده نمیشود. گویا بر سنتی که بوده است راهی از زیر زمین از تحت دریا تا داخل قصر امتداد داشته است ( ملتفت باید بود که منظور آندره ماریک از قصر در اینجا همان قصر فیروزکوه میباشد چه وی به این عقیده است که محل فیروز کوه در همین جام موجود بوده است. ) که خرابه های آن تا حال هم آن طرف دریا نمایان است.

برای رسیدن بر واقک نخستین باید بیش از یکصد و پنجاه پله زینه را پیمودف و برواقک دوم یا پنج زینهء کوچک که دریک طرف واقع است و هر یک ده پله دارد می توان رسید و تا پنج گنبد که هر کدام بزوایای قنداق ها وصل گردیده و مدور اند بوسیلهء چهار تا پوشش گچ کاری شده میتوان رسید و از آن سوتر وسیلهء  فرارفتن وجود ندارد.

یکی از منار های بلندی که با منار جام قریب بوده و اکنون معدوم شده است، منار شیروان بوده است و درهمان منطقه در و جوار هریرود در مسافهء ده کیلو متری غرب اوبه برپا گردیده بود.

بروی عکاسی ها و وضح گران و وزین منار جام را میتوان بخوبی اندازه کرد که بصورت بسیار مستحکم آباد گردیده، ساختمان جالب آن است که با تزئینات که قسمت پائینش را پیچانده و آن را زیبائی و جالبیت خاص بخشیده منار را به نظر کوچک جلوه می دهد، دیده اندوزی و نظر فریبی این برج بزرگ که کاملاّ تزئین گردیده است، چنان است که هیچ نقطهء آن زاید به نظر می آید، و در افق خود خیلی جالب است. تزئینا آن مجموعاّ خیلی عالی و مطنطن است و به معمار آن افتخار بزرگ دست داده است که چنان شاهکاری را در جای چنان مناسب بوجود آورده است، زیرا بنای عمارت در حالت فعلینه به تناسب بلندی آن بطور کلی متناسب به نظر می آیدف چندانکه ( فان برخمن ) نوشته است : تزئینات تمام سطح بنا را پوشانیده و بدرجء علیای غنا و صفا میرسد. بخش پائین برج تا آنجا که کمربند کتیبهء کاشی آغاز می یابد از تزئینات قالینی پوشیده شده و دور از حشو و زواید است، و لباس مرتب را نمایش میدهد و دارای اهمیت اساسی و خاصی میباشدف نفاست کار و ساختمان آن زیور زیبا که از پارچه های کوچک آجر ساخته شده و بر روی گچ وضع گردیده است خیلی جالب توجه و گیرا میباشد.  این ورق شانی بهشت قسمت افقی تقسیم گردیده که سقف ها و سفحات مدور به اشکال و فواصل مختلفه تعبیه گردیده استف نظم و نسق خاص آن هویداستف طوریکه تنوع آن حیرت آور است..... ترکیب خطوط هندسی خیلی متنوع و همیشه خوانا است و دلالت بخوب و قوت نزئین می نماید و هر گاه که روشنی بر روی آنها می تابد آن را بسار دلربا و جالب می سازد.

 

نوشته ها :

 بر هشت روی قسمت سفلای منار، توشتهء طویلی ثبت گردیده ست. متن نوشته بلافاصله از قسمت زیرین وجه هموار بشکل مدور با کاشی آغاز می یابد و در وجه نمر 3 و 5 متن بشکل شروع به نظر میآید. این متن از جزء نوزدهم قرآن و از سورهء حضرت مریم انتخاب گردیده و مجموعاّ 976 کلمه میباشد ( شروع آن بر روی یک و دو به وضاحت تشخیص نمی گردد و رویاهای دیگر همه بر روی بر جستگی های نوشته تدقین گردید و ترتیب آن چنین است: روی 3 آیه سی ویک، روی 4 آیهء چهل و سوم، روی 5 آیهء پنجاه و چهارم، روی 6 آیهء هفتاد و هفتم، و روی 7 ایهء نود ودوم می باشد. این کتیبهء دینی نتیجه چنان نظم و نسقی است که انگیزهء ان معلوم بوده و به منظور خاص تثبیت گردیده است. ثبت آیات قرآن کریم بر روی ابنیهء کار تصادفی نیست، بلکه با هدف ساختمانها و تسمیهء ان رابطه داشته است و با آن زیبایی دنیا و حسن آخرت و افتخار می خواسته اند.

غیاث الدین محمد بن سام بانی این مناره علاقه داشت که نسخه های قرآن کریم استنساخ گردد و آن ها را درمدار سی خود بنیاد نهاده بود، بوقف می گذشت. ( کتیبه های دیگر که در قسمت های وسطی و فوقانی منار قرار دارد  از شرح آندره ماریک ذیلاّ بطور خیلی فشرده تذکر می دهیم : )

1 -  متن کتیبهء نخستین ال بالا و پائین با کلمهء طیبه شهاد آغاز می یابد:

(( اشهد ان لا اله الا الله محمد رسول الله ))

2 – نبشتهء دوم این آیهء قران کریم است : ( نصر من الله و فتح قریب و بشر الموَمنین یا ایهاالذین آمنوا)) بدنبال این آیهء کریمهء ( آیه 61 سورهء 13 ) سه کلمه از آیهء مبارکه آمده است ( ای کسانیکه گرویده اید! ) که همین سبک را در کتیبه های زبان فاطمیان هم می توان دید و این روش از آن هم فراتر میرود.

3 – نوار نوشتهء کوفی که در قسمت ثمینه علیای آن ثبت گردیده است، ساده میباشد : (( السلطان المعظم غیاث الدنیا و الدین ابو الفتح محمد بن سام ))

4 – نبشتهء مرکزی از کاشی است، در آن فقط همان القاب و عناوین ثبت گردیده است که رسماّ به آن مخاطب بوده است و شش کلمهء آخر که بالای سطر جا داده شده با خط زیر میباشد:

 (الف) السلطان المعظم شاهنشاهء الاعظم غیاث الدنیا و الدین معزالاسلام المسلمین ابوالفتح محمد بن سام.

(ب ) قسیم امیر الموَمنین خلد الله ملکه....

5 – بر فراز دومین متن دراز رخ بعد از بنشته پیشینه در زیر آغاز سطر دوم، دو سطر بخط نسخ کتابت شده است. سه کلمهء نخستین خوب خوانا نیستند و به مشکل خوانده میشود و آن دستخط کسی است که آن تزئین را بخشیده و جالب تر آنکه امضای معمار آن عمل علی بن ... نیز دیده می شود.

تذکر باید داد که عصری را که ما مطالعه می نمائیم در آن خط نسخ و کوفی همدوش هم بر روی  بنای ثبت گردیده است.

6 – نبشتهء زیر بنا بحدی افتادگی دارد که تنها دو کلمهء ان خوانا میباشد.

ان نوشته سبک زیبای هنری کوفی بافت خورده و از نوع خط برجسته است. چهار شکل ثبت گردیده که سه از آن مختلف است و بسمت راست و چپ بر روی هر رویه طوی گره خورده که قلبی ( دل ) را بوجود آورده است، خوانده میشود:

ابوالفتح که عبارت ما بعد آن همان غیاث الدین محمد خواهد بود. این کلمان بر روی 8 ثبت گردیده است.

این نبشته های خیلی ظریف کار گردیده و تمام دقایق نوشته ابنیه که در فارسی به نظر می خورد، در آن رعایت شده است ، چنان احساس می شود که نوشته ها بشکل که انسجام یافته بذات خود زینت عمارت را تشکیل داده است...))

مقالهء آندره ماریک که در سال 1959 میلادی در بارهء منار جام منتشر شد، حاوی مطالب سودمندی بود، به اساس کشف و اطلاع عبدالله ملکیار والی اسبق هرات در سال 1943 م آقای احمد علی کهزاد به جام سفر کرد و مقالهء در مورد جام در مجلهء کابل به نشر سپرد و در سال 1952 میلادی نتایج تحقیق خویش را به زبان انگلیسی نشر کرد.

آقای شارل کیفر فرانسوی در سال 1960میلادی ضمن نضر مقالهء از چگونگی کشف منار جام به وسیلهء عبدالله ملکیار مطالب دلچسپ ارائه کرده است، اما کشف مجدد و نشر مقالهء آندره ماریک واقعاّ فصل جدید را در تحقیقات علمی پیرامون تاریخ غوریان و غور نوشته شده بصورت عموم مربوط به سالهای بعد از سال 1957 میلادی میباشد.

در سال 1960 میلادی لی بر مدیر هیآت باستان شناس فرنسوی در افغانستان برای مدت کوتاهی در پای منار جام خاک برداری مقدماتی بعمل آورد، متاّسفانه نتیجهء تحقیقات وی تا جای که اطلاع داریم تا هنوز بدسترس علاقه مندان گذاشته نشده است. به اساس همین یادداشت ها بود که (( شارل کیفر )) خوانندگان را از تحقیقات (( لی بر )) مطلع گردانید. اولین کسیکه بعد از (( لی بر )) در سالهای (1962 و 1963 م ) منار جام را از نظر معماری مطالعه کرد، مهندس ایتالوی (( اندریا برونو)) می باشد، نامبرده در سال 1975 میلادی مامور شد منار جام را با وسایل تخنیکی ترمیم و از خطر سقوط نجات دهد. در خلال سالهای ( 1970 – 1971 میلادی ) مهندسی آلمانی (( ورنرهیربرگ )) به افغانستان سفر نموده و منار جام را از نظر معماری و هنر اسلامی مطالعه کرد. وی در جملهء اروپائیانی که جام را دیده اند، یگانه کسی است که عکس های جالب و اسناد مهم دیگر از منارجام در اختیار دارد.

 

خطر سقط منار جام:

آندره ماریک در رساله اش راجع به منار جام متذکر شده است که منار جام بواسطء تمایلی که پیدا کرده است، مشرف به سقوط میباشد. این امر را مهندس ایتالوی آندریا برونو نیز تائید تموده برای نخستین بار در رسالهء کوچک خود هشت رسم تخنیکی منار جام را با جزئیات آن بصورت خلاصه ارائه نمود.

ضمناّ از خلال رسالهء (( کیفر ) تا اندازه از خاک برداری معدماتی  (( لیبر )) مطلع میگردیم. اندازه گیری و تحقیق معماری که (( کورت شمبد )) و (( ورنرهیربرگ)) در سال 1971 میلادی در پای منار جام آنجا داده اند، همین نظریه را مبنی بر خطر سقوط منار جام تائید کردند.

منار جام فعلاّ در یک زاویهء خیلی کوچک قرار داشته و ساحل چپ آن بواسطهء جریان آب دریای هریرود پیوسته تخریب می شود. این امر بعقیدهء (( ورنر هیر برگ )) باعث شده تا منار به اندازهء دو درجه بسوی دریای هریرود میلان پیدا کند.

مواد ساختمانی منار که در سال (1972 م ) به کوشش (( ورنرهیربرگ ) در پوهنتون تخنیکی شهر میاینس تجزیه گردیده ، خاصیت ارتجاعی داشته در صورت تمایل بیشتر منار مواد از هم گسیخته باعث سقوط منار می گردد. (3).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)       جغرافیای تاریخی غور ص 184 به بعد.

(2)       احوال و آثار حکیم سنائی، تالیف استاد خلیلی چاپ بیهقی کابل  1365 ص 112.

(3)     جغرافیای تاریخی

غور از 184 به بعد با تلخیص و اختصار بسیار.




طبقه بندی: آثار باستانی و تاریخ افغانستان، 
برچسب ها: منار جام، منار جام اقغانستان، برج منار جام، عکس کنار جام افغانستان، تصاویری منار جام اقغانستان، افغانستان، 4afg،  
[ چهارشنبه 10 خرداد 1391 ] [ ساعت 08 و 54 دقیقه و 05 ثانیه ] [ امیر عباس غلامی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام هم وطنان عزیز به وبلاگ خودتون خوش امدید
دوستانه من نظرات و انتقاد خود را یا ب صورت نظر در اخر پست ها و یا با پیامک دادن ب شماره رایتل من در ایران ما را خوشحال کنید 09218308745
وبا کلیک بر روی هر پسندیدم از وبلاگ ما همایت کنید
با تشکر امیرعباس غلامی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Online User Google Pagerank, SEO tools